صحنه زمین را سپید کرد
درختان به احترامش
قامتهایشان را خم کردند
چه عاشقانه به استقبال او می روند
وقتی با تمام پاکی و فروتنی
از عرش به فرش می آید
من را یاد تو می اندازد
کاش تو می آمدی
من به امید آمدنت
به استقبال بهار می روم
اگر بیایی مانند درختان شهر کوچکم
قامت وجودم را مقابلت خم می کنم
****************************
مثل ماه می خندی نگاه کن
صورت گل های باغچه
همسایه یاد تو را زنده می کند
طنین باران را گوش کن
مثل صدای توست
فردا بیاید نمی ترسم
یاوری چون تو دارم
یاوری چون تو دارم
*****************************
برف می بارد و من غرق تماشای
سپید
سپید می شود
هستی زمین
همچو شعر من
برف می بارد
من و آن کاج تنها
با تکه های خرد شده ی نان
زیر درخت
پرندگان گرسنه
با زمزمه باد
سردی زمین و دیوار حیاط
سکوت و سپیدی
کودکی و شاداب و خندان از بارش برف
جای پاهایش با او می روند
فهیمه شجاعی