تبليغاتX
سرویس ادبیات نشریه دانشجویی پژواک - مرغ مهاجر

 

اي مرغ مهاجر به كجا خواهي رفت ؟

به كدامين سو پرواز خواهي كرد ؟

هجرت براي نبودن !

رسيدن در اعماق پوچ !

رسيدن براي مرگ !

در كدامين انتظار ، خواهي ماند ؟

به ياد كدامين سرزمين مي ماني ؟

بدون بازگشت ؟!

از كدامين قسمت خواهي رسيد ؟

از كدامين تبار آسودگي مي نالي ؟

در مسير تنهاي هجران

با كه همقدم خواهي شد ؟

زخم هاي تنت را به كدامين آغوش خواهي سپرد ؟

و به عشق كدامين دل فرياد خواهي برآورد ؟

هجرت براي چيست ؟

روزي مرگ فرا خواهد رسيد

و در آن هنگام

آسمان غربت بار هجرت

براي تو نمي نالد

كه عمري در شب هاي بي ستاره آن

پرواز كردي

و همدم تنهايي شبهايش شدي

پرهايت به دور از آتش باد !

مرضیه السادات حسینی          

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 20:35 توسط سئویل نیکنام |